محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

388

خلد برين ( فارسى )

اردوى معلى دور مىفرمود چنانچه مرادخان استاجلو را كه از جملهء اعاظم و اعيان آن طايفه بود در آن اوقات به تسخير قلعهء كجور مأمور و روانهء آن حدود نمود . و همچنين چون در آن ايام خبر ارتحال سلطان سليم قيصر روم كه خلف سلطان سليمان بود با خبر جلوس سلطان مراد پسر وى بر تخت سلطنت آن مرز و بوم به مسامع جلال پيوسته بود و در خاطر خطير الهام‌پذير مىگشت كه يكى از طرزدانان رسوم سفارت را به رسم رسالت به نزد سلطان مراد به ديار روم فرستد كه به لوازم رسانيدن تعزيت سلطان سليم و تهنيت جلوس سلطان مراد پردازد ، در بادى الرأى قرعهء اختيار به نام حسين بيك يوزباشى كه سركردهء هواخواهان سلطان حيدر ميرزا بود افتاده خدمتش را به اين گرامى خدمت نامزد فرمود . و چون خبر ايلچيگرى مشار اليه در ميان مردمان انتشار يافت نزد هواخواهان سلطان حيدر ميرزا به يقين پيوست كه غرض شهريار روى زمين در تعيين يوزباشى مذكور به سفارت ديار روم ، از هم گسيختن عقد جمعيت امراى استاجلوست كه رؤساى اعوان و انصار شاهزاده‌اند . لاجرم حسين بيك را بر آن داشتند كه تا تواند به عذرى سزاوار ، خود را از اين خدمت متقاعد گرداند و مشار اليه در مقام تمهيد معذرت به عرض اقدس رسانيد كه چون در اوقاتى كه مرآت ذات مقدس از رهگذر انحراف مزاج ، غبارآلود ملال بود جهت صحت ذات اشرف اعلى ادراك سعادت زيارت روضهء مقدسهء منورهء متبركهء سدره مرتبهء عرش درجهء رضيهء رضويه على مشرفيها الف تحية را به عنوان نذر شرعى بر خود لازم ساخته‌ام و بر عمر اعتمادى نمىباشد اميدوارم كه شرف رخصت كرامت فرمايند كه به اين موهبت سرافراز گردم . آن حضرت نيز عذر وى را پذيرفته محمدى خان تخماق بيگلر بيگى چخور سعد را كه او نيز از امراى معتبر طايفهء استاجلو بود به اين خدمت سرافراز فرمود . ليكن حسين بيك در ادراك شرف زيارت بنا بر مصلحت وقت كه مبادا در غيبت وى امرى روى نمايد كه مقرون به خواهش وى نباشد تغافل ورزيد و